خرید بک لینک
امشب خیلی دلتنگ بودم خیلی زیاد ...شعر خوندم ...ترانه های عاشقانمو گوش کردم ...

گریه کردم...گریه کردم .ٔ.. خیلی خیلی تنهام ...

امید داشتم مامانم بیاد بغلش کنم تا خوابم ببره ...ولی نیومد ...انگار بعد از مامانم آب خوش از گلوی من پایین نمیره ...خیلی میترسم مامانمو از دست بدهم ...

تنها داراییمه ....دستاش ...وقتایی که با دلتنگی نگاهم کرد ولی من بی توجهی کردم ...

حرفای خوبی نزدم ...کم محبت کردم ...کم مهربون بودم ...

دلم میخاد یه جایی اونور دنیا خودمو جا بزارم ....

مامانم نیومد ...کاش بتونم آدم مهربون تری باشم ...نگاه مهربون دستای مهربون ....

برچسب: مرگ از رگ گردن,مرگ از رگ گردن نزدیکتر است,مرگ از رگ گردن نزدیکتر,مرگ رگیده, نویسنده: پرنیا کریمی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 8:00

صفحه بندی